تبليغاتX
وکیل الرعایا
چهارشنبه دهم تیر 1388
  خواهشا از من نخوایین تا بنویسم چون تو اولین پست بلاگم گفته بودم

چرا از من میخواهی بنویسم؟

برای چه میخواهی

پیش رویت

چون انسان اولیه عریان شوم

نوشتن تنها چیزی است که برهنه ام میکند....

دوستی برام کامنت خصوصی گذاشته و گفته بود  چرا آپ نمیکنی ای محافظه کار

در جوابش میگم مگه من محافظه کارم

وقت سخن مترس بگو آنچه گفتني است

شمشير روز معركه زشت است در نيام

 واقعیت اینه که این روزها دل و دماغ نوشتن تو این فضا رو ندارم به مولا

گاهی اوقات هوایی میشم

هوای گریه رو میگم

واینکه فکر و ذکرم فقط  دخترمه

آخه چی بگم برادر

بگم ؟

بگم بگم؟

گور پدر رییس جمهور

کدوم رییس جمهور

مگه ما رییس جمهوری هم داریم؟

ما ۴ سال نخست وزیر میخواییم نه رییس جمهور

مگه ما قانون داریم؟

کدوم صندوق؟

همون صندوق جادویی؟

که رنگ سبز رو تغییر میده

خب شورای نگهبان تایید کنه

ما ردش میکنیم

این که کاری نداره

میزان چیه؟

مگه میزان رای ر... نیست؟

مردم؟

مگه مردمی هم وجود داره؟

بازم بگم؟

بگم بگم ؟

ودر آخر جوکی از غضنفر پیرامون انتخابات

از غضنفر میپرسن ندا رو کی کشت؟

میگه هر کی کشت ایشالا اون یکی دستش هم چلاق شه

بازم بگم؟

بگم بگم؟

وقتی اینا رو میگم هوایی میشم

هوای گریه رو که میشناسی؟

 

 

 

+ ، نوشته ر.جعفری ، در ساعت 1:24