تبليغاتX
وکیل الرعایا
جمعه سیزدهم دی 1387
دیشب وقتی  در آتش  تب میسوختم آقای همسر اقدام به گرفتن فیلم من  در بستر نموده و هر آنچه

گفته ام مستند تهیه کرده است به عقیده ی وی من هذیان نگفته ام ولی به گمانم من وقتی تب دارم

هذیان میگویم باور کنید. 

 

تمنیات دلم از رازهای خفته میگوید

برای سیب گاز زده ای

که رانده است ما را

و من قفل واژه ها را میشکنم

و رد بقا را میگردم

با اسب سفیدی که سوار بر آنم

 و برای دهمین روز میگریم

و اشک میشوم

در چشمان حقیقت

با آشفتگی خیال

دنبال سرای میگردم

در میانه ی راه

نرفته باز میگردم

به اولین سرایی که

سیب را گاز زده ام

رد بقا را من یافته ام

+ ، نوشته ر.جعفری ، در ساعت 19:6