تبليغاتX
وکیل الرعایا
نوشتن تنها چیزیست که آرامم میکند

بگذارید لختی آرام گیرم

پس از بازنویسی کتابم اگر روزگار مرا سلاخی نکرد

به سلامت بازخواهم گشت

فعلن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:50  توسط وکیل الرعایا  | 

بیست و دوم خرداد را میدزدد

آمری!

برای دهمین ریاست

جم

هوری

ایران من

برای مردی که آمده بود

در پرحادثه ترین خرداد

که بشکند سکوت بیست ساله را

و نیامده بایکوت شد

بر بی دفاع مردم برای حق خود

گلوله و باتوم خورد از آمری

که شهید شود

در خیابانهایی که نفس نمیکشد

تا سیادت را سیاست نباشد 

این مدعی مهرورز

که خس وخاشاک

خاریست بر چشمانش

که عدالت را نمیبیند

وشب سکوت نمیکند

با فریاد الله اکبری

که تداعی میکند

خاطره ها را

در سی و چند سال پیش

از انقلاب تا آزادی 

و آزادی تا انقلاب

برای پنج شنبه های که به سوگ مینشینیم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 2:27  توسط وکیل الرعایا  | 

  خواهشا از من نخوایین تا بنویسم چون تو اولین پست بلاگم گفته بودم

چرا از من میخواهی بنویسم؟

برای چه میخواهی

پیش رویت

چون انسان اولیه عریان شوم

نوشتن تنها چیزی است که برهنه ام میکند....

دوستی برام کامنت خصوصی گذاشته و گفته بود  چرا آپ نمیکنی ای محافظه کار

در جوابش میگم مگه من محافظه کارم

وقت سخن مترس بگو آنچه گفتني است

شمشير روز معركه زشت است در نيام

 واقعیت اینه که این روزها دل و دماغ نوشتن تو این فضا رو ندارم به مولا

گاهی اوقات هوایی میشم

هوای گریه رو میگم

واینکه فکر و ذکرم فقط  دخترمه

آخه چی بگم برادر

بگم ؟

بگم بگم؟

گور پدر رییس جمهور

کدوم رییس جمهور

مگه ما رییس جمهوری هم داریم؟

ما ۴ سال نخست وزیر میخواییم نه رییس جمهور

مگه ما قانون داریم؟

کدوم صندوق؟

همون صندوق جادویی؟

که رنگ سبز رو تغییر میده

خب شورای نگهبان تایید کنه

ما ردش میکنیم

این که کاری نداره

میزان چیه؟

مگه میزان رای ر... نیست؟

مردم؟

مگه مردمی هم وجود داره؟

بازم بگم؟

بگم بگم ؟

ودر آخر جوکی از غضنفر پیرامون انتخابات

از غضنفر میپرسن ندا رو کی کشت؟

میگه هر کی کشت ایشالا اون یکی دستش هم چلاق شه

بازم بگم؟

بگم بگم؟

وقتی اینا رو میگم هوایی میشم

هوای گریه رو که میشناسی؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 1:24  توسط وکیل الرعایا  |