
گفته ام مستند تهیه کرده است به عقیده ی وی من هذیان نگفته ام ولی به گمانم من وقتی تب دارم
هذیان میگویم باور کنید.
تمنیات دلم از رازهای خفته میگوید
برای سیب گاز زده ای
که رانده است ما را
و من قفل واژه ها را میشکنم
و رد بقا را میگردم
با اسب سفیدی که سوار بر آنم
و برای دهمین روز میگریم
و اشک میشوم
در چشمان حقیقت
با آشفتگی خیال
دنبال سرای میگردم
در میانه ی راه
نرفته باز میگردم
به اولین سرایی که
سیب را گاز زده ام
رد بقا را من یافته ام
زندان باشد وسلولهای انفرادی با میله های آهنین که مجرم پس از صدور حکم قطعی ماهها وسالها در
آن به امید آزادی بسر میبرد
نوع دیگری از زندان همان چار دیواری اختیاریست که شخص بنا به دلایل سیاسی و از طرف حکومت
بدون اینکه محکومیتی علیه او صادر شود طرد شده و خود را در خانه اش حبس میکند و عملا از هرگونه
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی محروم میشود
و اما جرم سیاسی و آن جرمیست علیه تشکیلات و طرز اداره ی حکومت و مجرمین سیاسی به خاطر
آنکه در مقابله با مقامات حاکم کشور خود قرار دارند پس از ارتکاب جرم و تحمل کیفر از کشور خارج
میشوند که نمونه ی بارز آن آنارشیستها و کمونیستها هستند
مجرمین سیاسی نه آزادی مشروط شامل حالشان میشود و نه عفو و بخشودگی که فرار را بر قرار ترجیح
میدهند و به کشورهایی که پناهندگی میدهد میگریزندنظیر اکبر گنجی و...
ولی بدترین نوع زندان زندان خانه است که اینگونه اشخاص در جامعه ی ما کم نیستند که حکوکت آنها را
طرد کرده ودر کنج خانه بسر میبرند و زمان بسیاریست که منزوی شده اند نظیر آیت الله منتظری و... که
در این خط فکری قرار دارند اینگونه اشخاص بلحاظ فکری جز فرهیختگان و روشنفکران برجسته ی جامعه
بوده و عقاید منحصر بفرد دارند که امکان عملی کردن آنها در شرایط حاضر وجود ندارد این افراد با تغییر
شرایط فعلی جامعه و نگاه حکومتی امکان بازگشت دارند
و اما نوع دیگری از طرد شدگان از حکومت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بچشم میخورد که
شورای نگهبان صلاحیت آنها را رد میکند و امکان خدمت اینگونه افراد در جامعه سلب میشود پس
عملا دموکراسی بر خلاف نص صریح قانون اساسی تحقق نمییابد و مهره چینی فرمایشیست و این
خود باعث اعتراضات همانهایی میشود که اکنون در زندان خانه بسر میبرند
حال حدس بزنید چه تعدا از افراد در ایران خانه نشین شده و در حاشیه بسر میبرند؟
میخواستم چیز دیگری بنویسم این شد.